تبليغاتX
روشن تر از آفتاب

بسم الله الرحمن الرحیم

خدايا من به سوى تو تقرب جويم.بوسيله ذكر تو و شفيع آورم بدرگاهت خودت را و به جود و كرمت از تو مى خواهم كه مرا به مقام.

قرب خويش نزديك سازى و شكر و سپاسگذاريت را بر من روزى كنى و ذكر خود را به من الهام كنى

خدايا از تو درخواست مى كنم درخواست شخص فروتن خوار ترسان كه بر من آسان گيرى و به من رحم كنى و مرا به آنچه برايم قسمت كرده اى راضى و قانعم سازى و در تمام حالات فروتنم كنى خدايا از تو درخواست  مي كنم.

درخواست كسى كه سخت فقير و بى چيز شده و خواسته اش را هنگام سختيها پيش تو آورده

و اميدش بدانچه نزد تو است بسيار بزرگ است خدايا سلطنت و پادشاهيت بس بزرگ و مقامت بسى بلند است.

                                                       

َََََََََََََََََََََََََََََبراى كداميك از گرفتاريهايم به تو شكايت كنم و براى كداميك از آنها شيون و

گريه كنم ؟ آيا براى عذاب دردناك و سخت يا براى بلاى طولانى و مديد پس

اگر بنا شود مرا بخاطر كيفرهايم در زمره دشمنانت اندازى و مرا با گرفتاران در بلا و عذابت در يكجا گردآورى و ميان من و دوستانت جدايى اندازى .

 

گيرم كه اى معبود و آقا و مولا و پروردگارم من بر عذاب تو صبر كنم اما چگونه بر دورى از تو طاقت آورم.

میلاد علی ابن ابیطالب (َع) بر جویندگان و رهپویان راهش مبارک باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:51  توسط باران  | 

مارلون براندو میگوید

من ترجیح میدهم روی موتورم باشم و به خدا فکر کنم.

تا اینکه توی کلیسا باشم و به موتورم فکر کنم.

حالا واقعا ما کجا و چقدر به خدایمان فکر میکنیم مخاطب اولیه این حرف خودم هستم.

نکند وقتی تسبیح به دست میگیریم یاد خدایمان در لابلای دانه های تسبیح اسیر شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 17:33  توسط باران  | 

سلام خدا جونم

دلم تنگ شده به وسعت زمينت به بيكران اسمانت

خدا جونم چند روز پيش يه عكس ديدم از كره زمين كه از فاصله خيلي دوري گرفته شده بود

خدايا ديدم تمام حرص خوردنها، تمامي بديها ،تمامي نيكي ها ، حق كشي ها، حق خوري ها، حق و نا حق كردنها،  قتلها ،جنگها، خونريزيها، برادر كشي ها ،محبتها، عشقها ،و دوست داشتنها همه و همه در روي اين نقطه كوچك اتفاق ميافتد

خدا جونم قربان بزرگيت حالا من از يك نقطه هم كمترم چگونه است كه تو مراا كمترين بنده ات را فراموش نمي كني اما من خداي بزرگ خالق اسماها و زمين را فراموش ميكنم

خدا جانم هر دم كوچكي و حقارت مرا به من گوشزد كن

تا فراموشم نشود كي هستم و چي هستم

خدايا ميدانم رحمان و رحيمي

ميدانم مهرباني و بخششت قبل از مالك روز جزا بودنت امده

ميدانم كه لطفت بي كران است

اما كمك كن كمك كن بيش از اين روسياه درگاهت نباشم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 16:53  توسط باران  | 

يادمه من بودم تو بودي

چقدر دلم هوايت را كرده

چقدر دلم براي ان لحظات قشنگ تنگ شده

من بودم و تو بوي و ارامش

من بودم و تو بودي و نيايش

من خودم را به تو سپرده بودم

اي نهايت امال هر انساني

من اشك شوق ميريختم

تو نوازش ميكردي با سرانگشتان مهر ت تمامي روح اشفته ام را

چقدر منتظر زنگ دلم ميشدم

تارهاي دلم با كوچيكترين تماست هستي ام را به لرزه در مي اورد

شبهاي تابستان زير سقف بلند اسمانت تنهاي تنها بوديم

من غرق نياز و تو همه ناز

يادته شوره زدن مژه هايم از بارش اشك

يادته سر بر سجده  خاكت با تمام جان

يادته لرزيدن دل با گفتن نامت

اما كجا رفتند؟

چرا؟ چرا؟

من اينقدر دور شدم از تو اي عشق ازلي و ابدي

دوباره ميخواهم عاشق باشم

دلم براي لحظه هاي عاشقي تو پر ميكشد

عاشقم كن عاشقم كن

تو عاشقانه

تو با ترانه

زهر كرانه

به هر بهانه

مرا صدا كن

مرا صدا كن

مرا صدا كن

مرا صدا كن

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداي خوبم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 16:59  توسط باران  | 

چه میتوان نوشت در سوگ دخت یگانه رسول

همسر علی

مادر حسن و حسین

و زینب کبری

جز اینکه جامه شهادت به سرو قامتت مبارک ام ابیها

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 13:51  توسط باران  |